تبليغاتX
پارسین -
هواي آن ندارم ميزبان کسي باشم . همين و ديگر هيچ!!!
این کیست در این کوچه به لبخند نشسته
این کیست سر راه خداوند نشسته

خورشید مگر چشم به راه چه عروسی است
با آینه و منقل و اسفند نشسته

دیوانه ام و ماه شب چارده انگار
آرام به لالایی فرزند نشسته

بی تو دل طوفان زده از پا ننشیند
امشب به هزار آیه و سوگند، نشسته

ای دادم و بیداد که گیسوی تو در باد
یکچند پریشان شده یکچند نشسته

هرچند دلا حوصله ی رقص نداری
برخیز و بیا تا که نگویند نشسته

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:6  توسط ارش  |