|
هواي آن ندارم ميزبان کسي باشم . همين و ديگر هيچ!!!
|
تو اهل کجايی خبر تازه چه داری
می خندی و دين و دل و دنيای تو پنهان
آشفته ترم کردی و آشفته ترم کن
ای در شب من گيسوی ليلای تو پنهان
ديوانه ی تو محرم و نامحرمی اش کو
جايی بنشيند به تماشای تو پنهان
لا حول و لا قوة الا به تو ای عشق
لا حول و لا قوة الای تو پنهان