|
هواي آن ندارم ميزبان کسي باشم . همين و ديگر هيچ!!!
|
خریدم آینه ای تا مقابل تو شود
دل شکسته کجا قابل دل تو شود
مگر نه نور خدا گاه در خرابات است
بیا که منزل ما نیز منزل تو شود
دل من است که بی ناخدا به دریا زد
مگر شکسته ی امواج ساحل تو شود
تو نور نوری و خورشیدها چه در تو گمند
برای عقل همین بس که جاهل تو شود
اگر طلوع کند عشق از دل تو کند
اگر غروب کند، ماه کامل تو شود
رکوعت اینهمه انگشتر از کجا آورد
خوشا به حال گدایی که سائل تو شود
مهدی جهاندار